Transition to a world without oilـ انتقال به یک جهان بدون نفت(قسمت چهارم)

Transition to a world without oilـ انتقال به یک جهان بدون نفت(قسمت چهارم)

.

این یک عکس از شهر بریستول و منطقه ی انجمن باغبان های بازار در سال ۱۸۹۷ است. این در زمانی است که شهر بریستول که به اینجا خیلی نزدیک است به وسیله باغهای تجاری بازار احاطه شده بود که مقدار قابل ملاحظه ای از غذا فراهم می کرد که این غذا در شهر مصرف می شد و همچنین تعداد زیادی فرصت های کاری برای مردم ایجاد کرده بود. در آن زمان درجه ای از ارتجاع وجود داشت شاید شما دوست داشته باشید، که اکنون فقط می توانیم به آن گذشته نگاه کنیم و غبطه بخوریم

.

به هر شکل, این ایده ی گذار چگونه کار می کند؟ پس به طور ساده، شما گروهی از مردم را دارید که به وسیله ی این ایده برانگیخته شده اند آنها تعدادی از ابزاری که ما توسعه دادیم بر می دارند آنها شروع به راه اندازی برنامه ی بالا بردن آگاهی می کنند و با نگاه به اینکه چگونه این در عمل ممکن است در شهر اجرایی شود. آنها فیلم هایی نمایش می دهند، گفتگوهایی ارائه می کنند و غیره. این، فرآیندی است که فرح بخش و خلاقانه است و آگاهی بخش است. سپس آنها شروع به تشکیل گروه های کاری می کنند، با نگاه به جنبه های مختلف این و سپس از آن، پروژه های بسیاری شکل می گیرند که پس از آن پروژه ی گذار خودش شروع به پا گرفتن می کند و فعال می شود.

.

بنابراین این موضوع با بخشی از کارهایی که بنده در ایرلند درگیر آن بودم شروع شد، جایی که مشغول تدریس بودم، و از آن زمان تاکنون گسترده شده است. اکنون بیش از ۲۰۰ پروژه گذار رسمی وجود دارند. و هزاران پروژه دیگر وجود دارند که در حالتی هستند که ما آنها را مرحله ی ژرف اندیشی می نامیم. آنها در حال ژرف اندیشی هستند که آیا قصد خواهند کرد آن را جلوتر ببرند. و در حقیقت، بسیاری از آنها کارهای عظیمی انجام می دهند. به هر حال، اینها در واقعیت چه کارهایی انجام می دهند؟ همانطور که می دانید این یک ایده ی جالب است. اما آنها واقعا در میدان عمل چه می کنند؟

.

خب، فکر می کنم که واقعا اهمیت دارد که نکته ای را بیان کنیم که حقیقتا می دانید که این چیزی نیست که همه چیز را خودش انجام دهد ما نیاز به قوانین بین المللی از کپنهاگ و غیره داریم. ما به واکنش های در سطح ملی نیاز داریم. اما همه این چیزها، بسیار آسان تر می شود اگر ما انجمن هایی داشته باشیم که پویا باشند و به ایده هایی برسند و از آن جبهه رهبری کنند، سیاست های غیر قابل انتخاب را قابل انتخاب کنند، در طی ۵ تا ۱۰ سال آینده.

.

بعضی از چیزهایی که از آن حاصل می شود پروژه های غذایی بومی هستند، مثل طرح های کشاورزی جامعه بنیان، محصولات بومی شهری، ایجاد فهرستی از غذاهای بومی، و مواردی از این قبیل. نقاط بسیاری اکنون شروع به بر پا کردن شرکت های انرژی خود هستند، شرکت های انرژی با مالکیت اجتماع، جایی که جوامع می توانند ثروت خود را در خود سرمایه گذاری کنند تا شروع کنند به قرار دادن نوع خاصی از زیر بنای انرژی تجدید پذیر که ما به آن نیاز داریم. مکان های بسیاری با مدارس محلی شان همکاری می کنند. شهر نیونت در جنگل دین: یک مکان مصنوعی تونل مانند برای پرورش سبزیجات و غیره که آنها برای مدرسه ساخت. کودکان در حال فراگیری این هستند که چگونه غذا پرورش دهند. در حال ارتقای بازیابی هستند، چیزهایی مثل سیستم باغداری مشترک که افرادی را که باغچه ندارند را با هم جفت می کند. افرادی که مایلند غذا بپرورانند، با افرادی که باغهایی دارند که از آنها دیگر استفاده ای نمی کنند. کاشت درختان سودمند در سراسر فضاهای شهری. و همچنین شروع کردند به انجام بازی ایده ارزهای جایگزین.

.

این لیویس در شهر ساسکس هست که اخیرا پوند لیویس را به راه انداخت ارزی که شما می توانید فقط توی خود شهر خرج کنید، به عنوان راهی برای شروع به گردش در آوردن پول درون یک اقتصاد محلی. این ارز را به هر جای دیگری ببرید، هیچ ارزشی نخواهد داشت. اما در واقع در درون شهر، شما شروع به ایجاد فضایی می کنید که این اقتصاد به مراتب موثر تر به چرخش در می آید.

.

مسئله ی دیگری که آنها انجام می دهند چیزیست که ما آن را طرح آینده ی انرژی می نامیم. که به شکل ساده، ایجاد یک طرح ثانویه برای شهر است. بسیاری از مسئولین محلی ما، هنگامی که جمع می شوند تا طرح ریزی کنند برای ۵، ۱۰، ۱۵، ۲۰ سال آینده ی جامعه هنوز با این فرض شروع می کنند که انرژی بیشتری وجود خواهد داشت ماشین های بیشتر، خانه های بیشتر شغل های بیشتر، رشد بیشتر، و غیره اگر مسئله این جوری نباشد چگونه خواهد بود؟ و چطوری می توانیم آن را بپذیریم و در واقع چیزی را پیدا کنیم که حقیقتا با احتمال بیشتری همه را حفظ کند؟ همانطور که یکی از دوستان من میگه: “زندگی مجموعه ای از چیزهایی است که شما برای آنها کاملا آماده نیستید” و این یقیناً تجربه ی من با گذار بوده است. از سه سال پیش، این فقط یک ایده بوده است این چیزی شد که به شکل یک ویروس در همه دنیا گسترش یافت ما اکنون توجه زیادی را از طرف دولت دریافت می کنیم. اد میلیباند از وزیر نیرو در این کشور، دعوت شده بود تا به کنفرانس اخیر ما بیاید به عنوان مستعمع اصلی. که ایشان هم آمد– (خنده) (تشویق) — و از آن زمان تاکنون حامی بزرگ کل این ایده شده است.

.

اکنون ۲ تا مسئول محلی در این کشور وجود دارند که خودشان را مسئولین محلی گذار معرفی کرده اند، لیسسترشیر و سومرست. و در استراود، گروه های گذار در آنجا، به شکل موثر، طرح غذایی دولت محلی را به تحریر در آوردند. و رئیس مجلس گفت ” اگر ما گذار استراود را نداشتیم، می بایستی همه ی آن زیر بناهای جامعه را برای اولین بار می ساختیم.” همانطور که گسترش آن را می بینیم، نظاره می کنیم که مراکز ملی هم پدیدار می شوند.

.

در اسکاتلند، بودجه تغییر اقلیم دولت اسکاتلندی گذار اسکاتلند را تامین بودجه کرده است به عنوان یک سازمان ملی حامی گسترش این شده است. و د اکنون در سراسر نقاط دیگر هم این را می بینیم. اما موضوع اصلی در گذار این اس،ت که فکر نکنیم که ما باید همه چیز را هم اکنون تغییر دهیم بلکه آن چیزهایی که از قبل به شکل ناگزیری در حال تغییر هستند و چیزی که ما نیاز داریم انجام دهیم این است که با آن به شکل خلاقانه رفتار کنیم، بر مبنای پرسیدن سوالات درست

.

فکر کنم در انتها دوست دارم برگردم به ایده ی داستان ها. چون فکر می کنم که داستان ها اینجا نقش حیاتی دارند و در واقع داستان هایی که ما به خودمان می گوییم، ما قحطی بسیاری داریم در زمینه ی داستان هایی درباره ی اینکه چگونه از اینجا به شکل خلاقانه جلو برویم. و یکی از چیزهای کلیدی که گذار انجام می دهد این است که آن داستان ها را از آنچه مردم در حال انجام آن هستند بیرون می کشد. داستان هایی درباره ی جوامعی که تولید کردند ارز پوندی خود را در قرن ۲۱، برای مثال آن مدرسه که محل پارک اتومبیل هایش را به باغچه غذایی تبدیل کرد. آن جامعه که شرکت تامین نیروی خود را بنا نهاد. و برای من، یکی از داستان های بسیار جالب اخیر این بود که اوباما زمین گلف جنوبی کاخ سفید را شخم زد تا یک باغچه سبزیجات درست کند. چون آخرین باری که این کار انجام شد، زمانی بود که الینور رزولت آن را انجام داد. این مسئله منجر به ایجاد ۲۰ میلیون باغچه سبزیجات در سراسر ایالات متحده شد.

.

بنابراین سوالی که دوست دارم با آن شما را ترک کنم واقعا این است که– برای تمامی جوانبی از چیزهایی که جامعه شما نیاز دارد به منظور اینکه رونق یابد چگونه این کار می تواند انجام شود به چنان روشی که به طور قابل ملاحظه ای میزان انتشار کربن خود را کاهش دهد، در حالیکه ارتجاع همچنان ایجاد شود؟

.

به شخصه، بسیار سپاسگذارم که در عصر نفت ارزان زندگی کرده ام. من به شکل شگفت اوری خوش شانس بودم، ما به شکل شگفت اوری خوش شانس بودیم. اما اجازه دهید احترام بگذاریم به آنچه که برایمان آورده شده است، و از این نقطه به جلو برویم. چون که اگر به آن بچسبیم و به این فرضیه ادامه دهیم که این می تواند انتخاب هایمان را اساس نهد، آینده ای که این به ما نشان می دهد آینده ای است که واقعا غیر قابل مدیریت است. و با دوست داشتن و رها کردن تمام آنچه که نفت برای ما انجام داده است، و آنچه که عصر نفت برای ما انجام داده است، ما قادر خواهیم بود که در ادامه شروع به ایجاد دنیایی کنیم که حالت ارتجاعی بیشتری دارد، بیشتر مغذی است. و در آن، ما خود را سازگارتر و ماهرتر می یابیم و همینطور در ارتباط بیشتر با یکدیگر. با تشکر فراوان از شما. (تشویق)

(بازدید 15294 بار, بازدیدهای امروز 1 )
0 0 votes
Article Rating
Subscribe
Notify of
guest

0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
0
لطفاً دیدگاه خود را درباره این پست به اشتراک بگذاریدx